مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1 اسفند 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 10 مرداد 1392
افسران - پشت حرم نشسته ام و گریه می کنم...
این دل ! ( که سر به سمت صدایت نمی کِشد)
پایش به کوچه های سعادت نمی کِشد...
تکرار میشوی تو و تکرار ِ بودن ات ...
این عشق را به ورطه ی عادت نمی کشد
احساس می کنم که سیاهم ... سیاهتر !
میلم چرا ؟...چرا به عبادت نمی کشد...؟
بزم سحر... دعای ابوحمزه ... / باز هم _
پایم به صبحگاه ِ اجابت نمی کشد...
عشقت اگر نبود ... چه بودم در این مسیر؟
با شانه ای که بار امانت نمی کشد...
با چشم ِ بی حیا چه کنم ؟ (ای حیای محض!)
وقتی ز چشمهات خجالت نمی کشد...
...
پشت حرم نشسته ام و گریه می کنم
پایم مرا به سمت زیارت نمی کشد...


برچسب ها: امام رضا، حضرت رضا، دل نوشته، دل نوشته برای امام رضا، نامه،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : شنبه 22 تیر 1392
افسران - مرتفع‌ ترین اتاق دنیا
با احتیاط قوری چینی گل سرخ را می‌گذارم روی سماور. حاج یعقوب به شدت روی این قوری حساس است، انگاری که شیشه عمرش باشد!
این قوری تاریخ بیست سال دوستی و همکاری را با خود دارد و از نظر حاج یعقوب چای که توی این قوری دم می‌کشد، طعمش با همه‌ی چای‌های دنیا فرق دارد.
شش ماه پیش وقتی به عنوان یک متخصص تأسیسات استخدام شدم، خوشحالی و ذوق و شوقم بی‌حد و حصر شد، وقتی متوجه شدم محل کار من جایی است که کم‌تر کسی می‌تواند پایش را آن‌جا بگذارد، جایی که مهر با لبخندی طلایی در قامتی با شکوهِ تمام، روبه‌روی تو ایستاده است و هر روز غروب قبل از اذان مغرب زیباترین آهنگ همیشه را در کنارت از سمت نقاره‌خانه می‌شنوی.
توی این «مرتفع‌ترین اتاق دنیا»، شدم همکار حاج یعقوب که فقط سه سال دیگر تا بازنشستگی فاصله دارد.
روز ورود من همزمان بود با بازنشستگی حاج آقا عطار، مردی که بیست سال تمام همراه حاج یعقوب شب‌های بی‌نظیر این اتاق را تجربه کرده بود.
همان ساعت اول حاج آقا عطار دستم را گرفت و برد لبه پشت‌بام، به پایین اشاره کرد و گفت: «چی اون پایین می‌بینی؟»
خیل پراکنده‌ای از مردها، زن‌ها، بچه‌ها، پیر و جوان توی صحن، یکی ذکر می‌گفت، یکی دعا می‌خواند، دیگری آرام در گوشه‌ای می‌گریست، آن یکی دست به سینه روبه‌روی پنجره ایستاده بود...
گفت: «این آدم‌ها این‌جا جمع شده‌اند برای زیارت، هرکس به نیتی در دل، اما همگی اون‌ها خیالشون راحته که این‌جا مشکل گرما و سرما رو ندارند؛ و این خیال راحت رو به اعتماد امام رضا(ع) دارند. ما هم این‌جاییم که به این اعتماد خدشه وارد نشه. اینا رو گفتم که بدونی مسئولیتت توی این اتاق کوچیک چقدر بزرگه!»
بعد هم دست منِ جوانِ 24 ساله را گذاشت توی دست حاج یعقوبِ 55 ساله و رو به گنبد زیر لب چیزی گفت و با چشمانی خیس از ما خداحافظی کرد.
حالا من هم متوجه طعم متفاوت چای این قوری گل سرخ هستم. تا افطار نیم ساعتی مانده، حاج یعقوب بیرون اتاق نشسته است و امروز جزء چهارم قرآن را تلاوت می‌کند، گوش به زمزمه‌اش می‌سپارم و از پشت پنجره لبخند می‌زنم به لبخند طلایی نقش بسته در آبی بی‌کران.



برچسب ها: همسایه، همسایه امام رضا، امام، امام رضا،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 8 خرداد 1392

ای امام رئوف، ای غریب غریب نواز !

به آستانه ی محبت تو، دامن حاجت می آوریم و صحرا صحرا کرامت می بریم.

چه کنیم که ظرفیت دست و دامن کوچک ما اندک است، و الّا دریای احسان تو بیکرانه است.

میلیونها زائر را می پذیری، و نه منت می پذیری. هر کس را به نحوی می نوازی، تو « رضا» یی و همه را راضی بر می گردانی و ذره ای از عنایت تو و ارادت ما کم نمی شود.

آنجا که فرشتگان به کفشداری حرمت مشغولند و کروبیان خادمان افتخاری آستان تو اند، ما کمتر از آنیم که خاک پای خسته ی زائرانت باشیم و « اباصلت» آستانت به شمار آییم.

 اما تو زائرانت را دوست داری و در خانه ی خودت به حضور می پذیری.

لحظه ای که دلمان می شکند و شانه هایمان می لرزد و اشک در دیدگانمان حلقه می زند، یعنی اذن ورودمان داده ای.

وقتی «السلام علیک» می گوییم، رواق چشممان با قطرات اشک، آیینه کاری می شود.

آنگاه از پشت ضریح اشک سیمای تو را می بینیم که حله ای از عصمت سبز قرار دارد و دست عنایتت بر سر زائران است و نگاه مهربانت، ضامن آهوی دل ما می شود، دلی که از همه جا رمیده و به حرم تو روی آورده است.

همه ی هستی ما، نذر یک لحظه حضور در کنار ضریحت باد.




برچسب ها: امام، امام مهربان، امام رضا، حضرت امام رضا،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 8 خرداد 1392

ما را برای نوکری ات آفریده اند 

بیرون کنی,به فاطمه بیکار میشویم...




برچسب ها: امام رضا، نوکری، بیرون کرد، نوکری اهل بیت،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 7 خرداد 1392
مام رضا (علیه السلام) از لحظه حرکت از مدینه تا مرو همیشه از روشهای گوناگون برای شناساندن شیعه بهره برد. رجاء بن ابی الضحاک که مأمور آوردن امام به مرو بود، می گوید: امام در هیچ شهری از شهرها فرود نمی آمد، مگر این که مردم به سراغ او می آمدند و مسایل دینی و اعتقادی خویش را از او می پرسیدند.

امام در طول مسیر، احادیث را از طریق پدارنش به حضرت علی و پیامبر (سلام الله علیهم اجمعین ) می رساند که این بهترین روش برای معرفی مکتب تشیّع و خنثی کننده توطئه هایی بود که شیعه را خارج از دین می شمرد. نمونه برجسته آن، حدیثسلسله الذهب بود. ایشان در جمع مردم نیشابور فرمود:

من از پدرانم شنیدم و آنان از پیامبر شنیدند و او از خداوند باری تعالی شنید که فرمود: «لا اله الا الله قلعه محکم من است هر آن کس داخل آن شود از عذاب ایمن است».

سپس با کمی تأمل فرمود: این مطلب شروطی دارد که یکی از شرایط آن، پذیرش ولایت من (اهلبیت پیامبر(صلی الله علیه وآله)) است.

ایشان با این بیان، شیعه واقعی و اعتقادی را معرفی کرد و به محبت مردم به علویان جهت داد.[1]آن حضرت حتی هنگام ورود به دربار مأمون که وی از امام خواست خطبه بخواند، به معرفی ولایت خود و ائمه(علیهم السلام) پرداخت و فرمود: ما به واسطه رسول خدا بر شما حق داریم و شما نیز از جانب پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر ما حق دارید. زمانی که شما حق ما را ادا کردید، ما نیز بر خود لازم می دانیم که حق شما را به جای آوریم. پس در زمینه حق شما، حق ما هم باید ادا شود.[2]

حضور امام در مناظره یکی دیگر از کارهایی بود که در پی آن، مکتب شیعه به درستی معرفی شد و استدلال مخالفان باطلگشت. مأمون برای محکوم کردن امام در جلسه های مناظره با بزرگان ادیان دیگر به تشکیل چنین جلسه هایی دست یازیده بود. با این حال، امام از همه آنها سربلند بیرون آمد. پس از استقبال مردم از این جلسه ها، مأمون دستور داد مردم را از در خانه امام دور کنند تا مبادا شیعه واقعی به مردم معرفی شود.[3]

همچنین مجموعه نامه هایی که امام برای توضیح مبانی تشیع به افراد گوناگون می نوشتند، در این زمینه نقش داشت. نامه های ایشان در تبیین جایگاه اهلبیت در کتاب خدا و سنّت پیامبر(صلی الله علیه وآله)، مسایل اختلافی با اهل سنّت مانند:ایمان آوردن ابوطالب، توضیح مصداق شیعه واقعی، مراد از اولوالامر در قرآن، در گسترش فکر شیعی و استحکام پایه های اعتقادی در ایران بسیار اثر داشت.[4]

ورود امام رضا (علیه السلام) به خراسان، حرکت گروهی سادات و شیعیان را به ایران در پی داشت. علویان از موقعیت به وجود آمده برای امام رضا (علیه السلام) در حکومت مأمون استفاده کردند و به صورت گروهی راهی ایران شدند. آنان به شوق دیدار با امام رضا (علیه السلام) از مدینه به سوی مرو می رفتند که در میانه راه شمار زیادی از علاقه مندان امام رضا (علیهالسلام) نیز به آنان می پیوستند. شمار این گروه وقتی به دروازه شیراز نزدیک می شد، به چند هزار نفر می رسید .

مأمون که از فروپاشی حکومتش می ترسید، به حاکم فارس دستور داد از ورود آنان جلوگیری کند. رهبری کاروان با احمد بن موسی (علیه السلام) (شاهچراغ) و محمد بن موسی (علیه السلام) بود. آنان پس از درگیری با لشکر فارس، به یاران خود دستور دادند لباس مبدل بپوشند و در اطراف پراکنده شوند تا از گزند حکومت مأمون در امان باشند . به همین دلیل گفته می شود بیشتر امامزادگانی که در شهرهای گوناگون ایران مدفون شدهاند، جزء همان قافله هستند.[5] مردم ایران چون بهسادات و آل رسول عشق می ورزیدند، به این گروه پناه دادند و آنان را یاری کردند. حضور آنان در میان عاشقان اهلبیت پیامبر (پیروان شیعه سیاسی) به گسترش تشیع اعتقادی انجامید.

[1] تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، سازمان تبلیغات اسلامی، ص54

[2] تاریخ انتشارات تشیّع در ایران، اصحابی دامغانی، نشر علامّه، 1350، ج1، ص251

[3] عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، جهان، 1378ق، ج2، ص170

[4] تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، صص 158-157

[5] شبهای پیشاور، سلطان الواعظین شیرازی، ج1، ص




برچسب ها: برکات، برکات وجودامام رضادرایران، امام رضا، برکات امام،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 7 خرداد 1392
عامل ترغیب زنان به حجاب و عفاف روزی حسن بن جهم به محضر امام رضا علیه السلام‌ مشرف شد. وی متوجه شد كه حضرت، ظاهری آراسته دارد و خضاب[2] هم كرده است. با تعجب پرسید: «خضاب كرده‌اید؟» امام فرمود: «نَعَمْ بِالْحِنَّاءِ وَ الْكَتَمِ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ فِی ذَلِكَ لَأَجْراً إِنَّهَا تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْكَ مِثْلَ الَّذِی تُحِبُّ أَنْ تَرَى مِنْهَا یَعْنِی الْمَرْأَةَ فِی التَّهْیِئَةِ وَ لَقَدْ خَرَجْنَ نِسَاءٌ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْیِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ؛[3] بله، با حنا و برگ نیل خضاب كرده‌ام؛ مگر نمی‌دانی كه این كار، سودی فراوان دارد؛ از جمله آنكه همسر تو دوست دارد در تو همان زیبایی و آراستگی را ببیند كه تو دوست داری در او ببینی، و زنانی [در اقوام گذشته] از دایره عفت، بیرون رفتند و فاسد شدند. و چنین نشدند، مگر به دلیل كم‌توجهی شوهرانشان به آرایش خود.»


حضرت رضا علیه السلام در سخن دیگری در همین باره فرمود: «أَنَّ نِسَاءَ بَنِی إِسْرَائِیلَ خَرَجْنَ مِنَ الْعَفَافِ إِلَى الْفُجُورِ مَا أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْیِئَةِ أَزْوَاجِهِنَّ؛[4] زنان یهود از عفت بیرون رفتند و فاسد شدند، و چنین نشدند مگر به دلیل كم‌توجهی شوهران به آرایش و نظافت خود.»
و نیز فرمود: «وَ قَالَ إِنَّهَا تَشْتَهِی مِنْكَ مِثْلَ الَّذِی تَشْتَهِی مِنْهَا؛[5] همسرت از تو همان را می‌خواهد كه تو از او توقع داری.»
با توجه به سخن امام رضا علیه السلام معلوم می‌شود كه هدف دین از ضروری دانستن حجاب، حذف زمینه‌های فساد است. همچنین باید مرد و زن مسلمان، مسائل جنسی خود را منحصر به كانون گرم خانواده قرار دهد؛‌ وگرنه جامعه از سلامت جنسی برخوردار نخواهد بود.

 پی نوشت ها :

[1] علل الشرایع، شیخ صدوق، نشر داوری، قم، ج 2، ص 565، باب علة تحریم النظر إلی شعور النساء.

[2] آنچه كه موی سر و صورت یا پوست بدن را با آن رنگ كنند مثل حنا یا وسمه و یا سایر لوازم آرایشی كه انسان ظاهرش را زیبا و گلگون كند.
[3] مكارم الأخلاق، حسن طبرسی، نشر شریف رضی، ص 81، الفصل الثالث فی الخضاب.
[4] همان، ص 80.
[5] همان.




برچسب ها: حجاب، داشتن حجاب، حجاب زن، امام رضا، حجاب داشتن،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : جمعه 3 خرداد 1392





روزی كه خاك صحن رضا آفریده شد

مهر سجود اهل سما آفریده شد

خورشید از درون ضریحش طلوع كرد 

تا گنبدش رسید و طلا آفریده شد

آوای آسمانی نقاره خانه اش

پیچید در فضا و صدا آفریده شد

از حلقه های پنجره فولاد محشرش    

عیسی كه جان گرفت و شفا آفریده شد

موسی ز دست خادم و دربان صحن او  

وقتی مدد گرفت عصا آفریده شد 

از سایبان گوشه صحن مطهرش

راهی به سوی كرب و بلا آفریده شد........

 




برچسب ها: شعرقشنگ، شعر، امام رضا، شعربرای امام رضا،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 24 اردیبهشت 1392

وصف گنـــــــبد طلاتو ، از قنـــــــــاری ها شنیدم
اومدم با بال خسته ، تا به گنبـــــــــدت رسیدم


بین اون کبوتــــــــــــرای تازه بال و پرکــــــــشیده
من همون کلاغ سیاهم ،که به پا بوست رسیده


با تموم روســــیاهی ، کنج گنبــــــــدت نشستم
خدا میدونه هزار بار ، گریه کردم و شکــــــستم


کفترای رو سفـیدت ، تا نگاشــــــون به من افتاد
بالاشون به هم کوبیـدن ، همگی با هم زدن داد :


که کلاغ سیاهه اینجا جای ماس که رو سفیدیم
تا حالا به این سیاهـــــــی این ورا کسی ندیدیم


برو گنبد و رهـــــــا کن خیلی زشت و روسـیاهی
یعنی با این همــــــــــه زشتی زائر امام رضایی


ناگـــــــــهان جرقه ای زد یه نگاه آشـــــــــــنایی
کفترا همــــــه پریدند از رو گـــــــــــــــنبد طلایی


صدا گفت کلاغ سیاهـــــــــه نکنه دلت بگیـــــره
کسی اینجا دست خالــــی از ضـریح من نمیره


خیلی از تو رو ســــــــیاه تر اومدن به این حوالی
اما یکیشون نرفتن با غم و شکــــــــــسته بالی


با یه مشتی آب و دونه بیا خســــــتگیت و در کن
کنج گنبدم همین جا باش و امشب و سحر کن



برچسب ها: رم سیاه، امام رضا، شعردرموردامامرضا، کلاغ سیاه،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392
حک شده در تاریخ پنجشنبه دوم شهریور 1391 توسط عاشق دوازدهمین نفر!! | 68 نظر

حالا که ازش دور شدم بیشتر قدرشو می دونم...!!

چند وقته که ازش دورم...

یاد صبح هایی که تنها توی حرم راه می رفتم و با آقا نجوا میکردم بخیر...

با بغض می نویسم:

دلتنگم....

دلتنگ حرم...

دلتنگ امام رضا...

همین!!...





برچسب ها: دل تنگی، دل تنگ مشهد، مشهد، امام رضا، زیارت امام رضا، یادش بخیر،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 اردیبهشت 1392

Imam Ali Reza.jpg

شیعیان حدیث‌های زیادی را منتسب به وی می‌دانند یکی از مشهورترین احادیثی قدسی منقول از وی حدیثی موسوم به سلسلة الذهب است که هنگام وداع وی با مردم شهر نیشابور در بین راه چنین گفته‌است که:[۲][۳]

مرا پدرم موسی کاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش علی زین العابدین از پدرش حسین شهید کربلا از پدرش علی بن ابی طالب که گفت: عزیزم و نور چشمانم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: جبرئیل حدیث کرد مرا و گفت‏ شنیدم پروردگار سبحانه و تعالی می‏فرماید: کلمهٔ لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هر کس در این حصار وارد شد، از عذابم محفوظ است.

شیعه می‌گوید: او چند قدمی حرکت کرد و سپس برگشت و گفت:به شرط‌های آن و من از جمله شرط‌های آن هستم. مقصود علی بن موسی از شرط‌ها، اعتراف به این واقعیت است که او مانند پدرانش از سوی خدا امام و حجت است و اطاعتش بر همه واجب است.






برچسب ها: امام رضا، حدیث، حدیث امام رضا، علی بن موسی رضا(ع)،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : جمعه 13 اردیبهشت 1392

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: هر کس فقیر مسلمانی را ملاقات کند و به گونه ای بر او سلام نماید که با سلام بر ثروتمند فرق داشته باشد در روز قیامت خداوند را در حالی ملاقات می کند که خداوند بر او خشمگین است .

به گزارش فرهنگ نیوز ، در وصیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) آمده است :‌ سه چیز باعث پوشاندن گناهان است: آشکارا سلام کردن، طعام دادن، خواندن نماز شب در حالی که مردم خوابند.




برچسب ها: احمیت سلام کردن، سلام کردن، نمازشب، خشم خدا، امام رضا،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 22 بهمن 1391
موسی بن عمران می‌گوید: روزی علی بن موسی الرضا را در مسجد مدینه، در حالی دیدم که هارون مشغول سخنرانی بوده امام به من فرمودند: روزی را خواهی دید که من و هارون در یک جا به خاک سپرده می‌شویم.

ادامه مطلب
برچسب ها: خبرهای ازاینده توسط امام رضا، اینده، خبراینده، امام رضا، پیش گوی، اتفاقات اینده،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو