مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 22 مرداد 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : شنبه 15 تیر 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : جمعه 14 تیر 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 13 تیر 1392
افسران - آشوب در مصر/مرسی ممنوع الخروج شد



برچسب ها: عکس، مصر، عکس مصر،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 12 تیر 1392
افسران - پوستر حضرت آیت الله بهجت "فومنی(رحمة‏ا لله) "



برچسب ها: عکس، عکس اقابهجت،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 10 تیر 1392
افسران - تا کـرب و بـلـا هست زمین را عشق است...
یا حسین با نــام تو قلـــبــم هـــوایی گــشــته است

تا که گـــفــتم ذکــــر تو دل کربــلایی گـــشته است



برچسب ها: عکس گرافیکی کربلا، عکس، عکس کربلا، عکس قشنگ، شعرکوتاه برای امام حسین،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 9 تیر 1392
تو شاه و شاهان بنده ات
پیش کف بخشنده ات
خلق جهان یک سر گدا
هو یا علی موسی الرضا (سلام و صلواة الله)
....


برچسب ها: عکس گرافیکی حرم امام رضا، عکس حرم امام رضا، عکس، دل نوشته، دل نوشته برای امام رضا،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 9 تیر 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392

شهید
 نامجو

سلام سید...

(در پاسخ خندیدی)

حالتان خوب است...؟

(تو همچنان می خندی)

چرا اینقدر خوشحالی...؟

(اما تو بی وقفه در حال خندیدنی!)

این ها جزئی از روز مرگی ماست که غرق در قهقهه ی سکوتت حرف بزنم و تو بی هیچ کلامی فقط عادت داری که در چشمانم خیره شوی و بخندی. . . و لحظاتی بعد من نیز بی هیچ دلیلی بدون اینکه بفهمم تو به چه چیز می خندی با تو هم گام می شوم. اکنون هر دو در حال خندیدنیم . . .

در روزگار فرهیخته گرایی، میان سیاه و سفید ها که ژست رنگی گرفته اند ، میان تفکرات به اصطلاح روشن ، کاکولی های شیک  پوش و سیاسیون وارداتی   دل به یک قاب عکس دوخته ام. . . مگر جز این است که ما رفقای گرمابه و گلستانیم. . . ای کاش کمی با اینها حرف می زدی تا بدانند که تو چیزی فراتر از حصار یک قابی. . . ای کاش به اینها هم  می فهماندی که نه تنها قاب عکسی روی دیوار بلکه آموزگار مکتب ایثاری. . .

اینها نمی دانند که شب ها پشت پنجره ی اتاقم چه صفی برای دیدنت می کشند. تو محاسبات افلاک را بر هم زده ای، ماه هر شب  به تو خیره می شود  و همیشه بین ماه و ستارگان پشت پنجره دعواست. اخیراً شنیده ام که مشتری جهت خریدنت از زهره پولی قرض  کرده بود که نداده و اکنون از منظومه  پا به فرار گذاشته و متواری ست . راستی خبر داری که چندی پیش خورشید دست به خود کشی زده بود، جویا گشتم تا ببینم دلیل از این کارش چه بود و فهمیدم از اینکه نمی تواند شب ها در ضیافت پشت پنجره حاضر باشد و سهمی از نگاهت ببرد تصمیم به خودکشی گرفته بود.به قول آقا  مجتبی:

کشانده عشق تو خورشید را به بلواها

رسیده کار  به تبخیر آب دریاها

کاش که همگان به عمق جاذبه ات پی می بردند. هرگاه خوشحالم ناخودآگاه چشمم به قاب عکست می افتد و تو انگار که با من هم عقیده ای و هر گاه غفلت می کنم  و راه را فراموش ، باز تو ناجی میشوی و با خنده ا ی معنی دار به من می فهمانی  این من هستم که محدود در حصار یک قابم نه تو. اکنون  بیاد سخن همسرتان افتاده ام که می گفتند شماهروقت لازم می‌شد خیلی دوستانه مسائل را گوشزد می‌كردی




برچسب ها: من وقاب عکس، عکس، خاطره، شهدا، گفته شهید، شهداشرمنده ایم،
ارسال توسط مصطفی ناصحی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 1 مرداد 1392
ارسال توسط مصطفی ناصحی
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو